سپاسگزارم. پروردگار نگهدار همه شما باد

با توجه به آنچه که گذشت، باید پرسید آیا تیم بایدن طبق درخواست تهران اقدام به کاهش یا لغو تحریم علیه ایران خواهد کرد؟ میپرداخت. ماهها گذشت و با اینکه سفارت ایران در بغداد به وزارتخانه اعلام کرده بود که هیچ یک از ما بدهی یا تعهدی مالی به سفارت ندارد، از پرداخت مطالبات چند ساله من و همکاران خبری نشد، در حالی که دوستان از نظر مالی سخت زیر فشار بودند.

همسر رنجدیدهام در میان بستگان ایستاده بود و سر به زیر و آرام اشک میریخت، با دو کودک در کنارش: دخترم نسیم که هفت ساله شده بود و علی پسر سه سالهام که تا آن لحظه نه خودش را دیده بودم نه حتی عکسش را. با اینکه خوش نداشتم و در شأن خود نمیدیدم که برای پیگیری موضوعی مالی به این یا آن اداره سر بزنم و این یا آن مقام را ببینم، ولی چاره دیگری نبود.

جنجال بر سر میهمانیهای غیرقانونی در دفتر نخستوزیر بریتانیا در دوران قرنطینه کرونا که به «پارتیگیت» موسوم است، پایان ندارد. به گزارش «تابناک» به نقل از ایرنا از نشریه هیل، ترامپ در یک گردهمایی در ایالت تگزاس در جمع حامیان خود درباره تحقیقات محلی و فدرال که مشاغل و فعالیتهای سیاسی او را هدف قرار میدهند، افزود: اگر این دادستانهای نژادپرست، رادیکال و بدذات دست به هر کار اشتباه یا غیرقانونی بزنند، امیدوارم در این کشور بزرگترین اعتراضی را که تا به حال نداشتهایم در واشنگتن دی سی، نیویورک، آتلانتا و جاهای دیگر ببینیم.

علاوه بر کمیته منتخب رسیدگی به حوادث ششم ژانویه، دادستانی کل نیویورک از دیوان عالی ایالتی درخواست کرد به ترامپ و دو فرزند ارشد او، ایوانکا و «دونالد ترامپ جونیور» دستور دهد با تحقیقات درباره تخلفات «سازمان ترامپ» همکاری کنند.

خودروهای آتش نشانی به سرعت به محل حادثه رسیدند و این حادثه تلفات جانی نداشت و تحقیقات درباره علت حادثه در جریان است. اما اگر بخواهیم بدبینانه به ماجرا بنگریم، باید اذعان کنیم که ترامپ از این ماجرا نیز برای پر کردن جیب خود بهره برده است. سالن پر بود از بستگان و آشنایان دور و نزدیک و همکاران سابق در وزارت امور خارجه که نمیدانم چه کسی آنها را خبر کرده بود.

آقای هنجنی گفت وقتی به این تصمیمات عجیب و خندهآور اعتراض کردم و گفتم چون دست همکاران خالی است لااقل قسمتی از مطالبات را به صورت علیالحساب بپردازید تا مقامات بالاتر تکلیف را روشن کنند، پاسخ دادند معذوریم چون مطالبات گذشته در حساب دیون دولت وارد شده و پرداخت آنها مستلزم تأمین اعتبار است و شاید یکی دو سال طول بکشد. ظاهرا این آقایان به این نتیجه رسیدند پای سخنگوی دولت را به این ماجرا باز کنند تا وی را هم خرج مسائل خود کنند!

علاوه بر خود جو بایدن افرادی هم که به عنوان تیم سیاست خارجی وی انتخاب شده اند از این الگوی فکری حمایت میکنند به عنوان مثال آنتونی بلینکن وزیرخارجه و جک سالیوان مشاور امنیت ملی جو بایدن از لیبرالهای انترناسیونالیستی هستند که معتقد به پیگیری موارد فوق الذکر از طریق نهادهای چندجانبه از جمله سازمان ملل، ناتو و اتحادهای سنتی ایالات متحده هستند.

ویلیام بایدن، پدر پدر پدر پدربزرگ پدری جو، از اهالی ساسکس انگلیس بود که به ایالات متحده مهاجرت کرده بود. ثالثاً، مقررات گرفتن مالیات از حقوق و فوقالعاده مأموریت در خارج از کشور را که درست بودنش از لحاظ قانونی محل تردید است و به تازگی به اجرا درآمده، عطف به ماسبق کرده و حقوق سالهای گذشته ما را مشمول آن قرار دادهاند. کاستیو، معلم سابق مدرسه و عضو یک حزب مارکسیست-لنینیست، از زمان روی کار آمدن در ژوئیه گذشته به طور فزاینده ای به سمت راست حرکت کرده است.

در فرودگاه مهرآباد به همت و لطف جناب آقای دعایی استقبال باشکوه و پرشوری به عمل آمد و سالن مخصوص را که برای هیأتی بلندپایه از آلمان که همان شب به تهران میرسید آماده کرده بودند، به ما اختصاص دادند. چند روزی را در آنکارا و استانبول گذراندیم، خودروها و اثاث را با قطار به ایران فرستادیم و خود با هواپیما راهی تهران شدیم. روزی جناب آقای دعایی که خبر رفتن من از وزارت امور خارجه را شنیده بودند، تلفنی تماس گرفتند و گفتند بیایید ناهار را با هم بخوریم.

در آغاز سال ۱۳۶۵ میبایست رایزن درجه یک شده باشم، ولی با وجود برخوردی از ارشدیت تشویقی، از سال ۱۳۶۰ مرا در مقام رایزن درجه سه نگه داشته بودند که البته اهمیت چندانی برای من نداشت و به همین دلیل نیز تا روزی که در وزارت امور خارجه بودم نه اعتراضی کردم، نه درخواست رسیدگی به موضوع را. دیداری بود کوتاه، احترامآمیز ولی نه چندان گرم.

ظاهراً همه چیز برای مبادله آماده بود و وزارت خارجه عراق اعلام آمادگی میکرد که همزمان با عزیمت اعضای سفارت عراق در تهران با هواپیما، به کارمندان سفارت ایران در بغداد اجازه پرواز بدهد، ولی ما شروطی داشتیم و بر آنها پافشاری میکردیم. در این مدت چند مأموریت پیشنهاد شد که بهترین آنها هلند، اسپانیا و هند بود و هیچ یک را نپذیرفتم چون گذشته از دلزدگی بیاندازه و خستگی روحی، سفیران را درست نمیشناختم.

درست هم بود. ما کمترین اعتمادی به آنها نداشتیم و این نکته را به وزارت خارجه عراق و سفیر ترکیه در بغداد که نقش میانجی را داشت و دلش با ما بود بیپرده میگفتیم. دوم اینکه به صورت کاروان با اتومبیلهای شخصی و کامیونهای حامل وسایل زندگیشان از راه زمینی خاک عراق را ترک گویند؛ سوم اینکه پس از رسیدن کاروان به خاک ترکیه، به کارمندان عراقی در تهران اجازه پرواز داده شود.

پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی، محل کار مرا اداره اول سیاسی و سپس اداره امور اقتصادی تعیین کردند که نپذیرفتم، چون پیشبینی میکردم که نتوانم با معاونان وزیر و مدیران کل در آن حوزهها کار کنم و گذشته از آن، رؤسای آن دو اداره جوانانی زیر سی سال بودند که نمیدانستم کیستند و از کجا آمدهاند.

با چند تن از معاونان وزیر و مدیران کل هم ملاقات کردم. خوشبختانه چه معاون وزیر و مدیرکل در آن بخش و چه رئیس اداره، انسانهای نیکنفسی بودند و وضع مرا درک میکردند.

غیر از معاون سیاسی و معاون در امور اقتصادی و بینالمللی که رفتاری دوستانه و باصطلاح خودمانی داشتند، برخورد بقیه رویهمرفته سرد و طلبکارانه بود. اکسپرس می نویسد: نظریه تازه جنگ سرد. با یک طنز یزدی و این جمله که «برویم، ناهار سرد میشود»، زبانم را بست. این یک فرصت عظیم برای ایجاد مشاغل با حقوق خوب برای کارگران در هر یک از کشورهای مان و تحریک رشد اقتصادی بلندمدت است که کیفیت زندگی را برای همه مردم ما بهبود خواهد بخشید.

ویزای کاری: این نوع ویزا برای امور مربوط به مشاغل و کسب و کار مانند داشتن پیشنهاد شغلی و مهاجرت برای کار، کارآفرینی و یا سرمایهگذاری میباشد. از جان و زندگی و همه چیز خود در راه خدمت به کشور مایه گذاشته بودیم و چنین رفتاری داشتند، اگر کوچکترین نقطه سیاه یا مبهمی در کارنامه سیاسی و اداری ما مییافتند چه میکردند؟

  • بسم الله محمدی وزیر دفاع ملی
  • عکس 4*3
  • بلیط قطار
  • عربستان سعودی: سفارت در الریاض
  • پاسپورت معتبر
  • نمای روبرویی از صورت که 70-80 درصد از عکس را پوشش دهد

چند روز پیش از نوروز ۱۳۶۶ درخواست بازخرید خدمت کردم و از ۱۳۶۶.۲۰.۲ دیگر سروکاری با وزارت امور خارجه نداشتم. روز ۱۸ شهریور ۱۳۶۲ از دوزخ عراق آزاد شدیم و قدم به خاک ترکیه گذاشتیم. دور از انتظار نبود که پس از خروج هواپیمای حامل عراقیها از فضای ایران، به بهانهای از خروج ما از خاک عراق جلوگیری کنند. پذیرش شرطهای اول و دوم از لحاظ امنیتی برای عراقیها دشوار بود و شرط سوم را هم اهانتی بزرگ به خود تلقی میکردند.